تبلیغات
دایرة المعارف و مرجع متافیزیک - پست های دی 1387

جستجو

 

ترتیب کتابهای کارلوس کاستاندا

شنبه 28 دی 1387   11:03 ب.ظ


نوع مطلب : گزیده هایی از کتابها و مجلات ،

آموزشهای دون خوان 1968

مهران كندری - چاپ اول 1377

اولین كتاب كاستاندا كه در واقع یك پایان نامه دانشگاهی است گزارش مستند یك دانشجوی مردمشناس غربی از اعمال حیرت آور

یك جادوگر پیر سرخپوست است . این کتاب که در زمان انتشار غوغایـــی بپا کــرد ، نتیجـه یادداشـت برداریهــای كاستاندا در شمال

مکزیک بین سالهــای 1960 - 1965 است و بر مبنای این اعتقـاد نویسنده شكل گرفته كه رویدادهائی از این دست ، شگفت انگیـزتر

 از آن اســت كه در دنیای واقعی روی دهد و  مسلما در ذهن او و تحت تاثیر گیاهان روانگردانی بوقوع پیوسته كه همـواره قبل از هــر

 تجربه ، وادار به مصرف آنها می گردیده است . 


حقیقتی دیگر 1971

ابراهیم مكلا - چاپ چهارم 1374

گزارش ها ادامه می یابد و شگفـت آورتر می شود. همزمان شك و تردید نویسنده به واقعی بودن رویدادهایـی كـه مستقیمـا در گـیر

 آنها بوده نیز فزونی می یابد . این کتاب که توصیف کار آموزی از سر گرفته شـده کاستاندا از آوریل 1968 تا اکتبر 1970 اسـت بعنـوان

دریچه ای برگشاده به جهان پر رمز و راز جادو و جادو گران با استقبال فراوانی روبرو می شود به شکلی که در اندک مدتی هـــــزاران

نسخه از آن در سراسر جهان به فروش می رسد .


سفر به دیگرسو 1972 

دل آرا قهرمان - چاپ هشتم 1371

كاستانــدا پی می بــرد كه معرفــت ساحــران وابسته به مصــرف گیاهــان توهم زا نیسـت . بـه همیـن جهت این کتاب بازنگری ای از

نخستین روزهای آموزشش به حساب می آید . آنگونه که  او شرح می دهد این كشف به معنای آن اســـت كه راه رسیدن به دنیای

ساحران ، درونی و در دسترس هر انسانی است . از این جهت است که سر فصل های بخش اول این كتاب را به برشمردن ابزارهای

 اصلی خاموشی ذهن اختصاص می دهد . بخش دوم در باره ایختلان است .

 دنیای ذهن اصلی انسان  .

توصیه می شود این كتاب قبل از دیگر كتابها مطالعه گردد . 


افسانه های قدرت 1974

مهران كندری ، مسعود كاظمی - چاپ ششم 1372

این کتاب که به آخرین سالهـای کارآموزی کاستاندا در سال هـای 1971و 1972 و سپس پایان آن در ژوئن 1973 می پـردازد همچنیـن

حاوی مروری کوتاه و کامل از رئوس آموزشهایی که از سر گذرانده و علت مطرح شدن آنها است. 


 

دومین حلقه قدرت 1977

مهران كندری ، مسعود كاظمی - چاپ اول 1364

این كتاب شرح برخورد كاستاندا با كارآموزان دیگر ساحری است كه او را به چشم رهبر جدیدشان می نگرند. بازگویی داستان گونه

 این روابط در نیمه اول كتاب بعدی نیز ادامه می یابد .


هدیه عقاب 1981

مهران كندری ، مسعود كاظمی - چاپ چهارم 1372

در نیمه دوم این كتاب كاستاندا شرحی كلی از هدف و ساختار حلقه ای از ساحران را كه بدون اطلاع خود به آنان وابسته بوده ، بیان

می كند . او در می یابد كه ساحری كه با او برخورد كرده ، تنها نبوده بلكه به گروهی متشكل از زنان و مردانـی تعلـق داشته كه گروه

ناوال را تشكیل می داده اند . 


آتش درون 1984

مهران كندری ، مسعود كاظمی - چاپ چهارم 1371

شـرحی بـر تفاوت دیدگاه هـای ساحــران جدیــد و اعقابشـان کــه ادعــا می شــود بین 7 تا 10 هــزار سـال پیش در مکزیک کنونــی

می زیسته اند و طبقه بندی خاصی از هستی و موجـودات زنـده ارائــه داده اند که به جای اتکـا بــه روش علمی و تجـربی بر پایــه

 شهود و الهام بنا نهاده شده است .


قدرت سکوت 1987

مهران كندری - چاپ سوم 1371

ساحری نوعی عرفان عملی با هدف بازگشت به مبداء است . در این كتاب ، ریشـه تجریدی و جزیـی از كـــل بـودن انسـان در قـالب

 داستانهایی از زندگی ساحران گذشته تشریح می شود . 


هنر رویا دیدن 1993

مهران كندری - چاپ اول 1373

نویسنده در این كتاب مراحل قدم به قدمی را كه برای پیشرفت در فن رویا دیـدن به شیــوه ساحــران تولتــك پیموده اســت تشــریح

می كند و خواننده را در جریان تجربیاتی شگفت آور و باور نکردنی از دنیاهای دیگری در رویا قرار می دهد که به اعتقـاد تولتکها بـــه

اندازه دنیای ما واقعیند .


چرخ زمان 1998

مهران كندری - چاپ اول 1377

این كتاب حاوی برخی نقل قول ها از 8 كتاب اول نویسنده ، و شرحی بر هر یک می باشد .

 


حرکات جادوئی 1998

مهران كندری - چاپ اول 1377

كاستاندا حركات جسمی ای را معرفی و همگانی می كند كـه ساحران كهن تولتــك برای افزایش آگاهی و انرژی بكار می بردند و تـا

 قبل از این تنها تحت شرایطی مخفیانه فقط نزد كارآموزان ساحری افشا می شده است .


جنبه فعال بی نهایت 1999

مهران كندری - چاپ اول 1379

آخرین کتاب کاستاندا اندکی پس از درگذشتش به چاپ می رسد .  اشاراتی به رویدادهای زندگیش قبل و پعد از پیوستن بـــه ساحران

 و افشا كردن آخرین و مهمترین راز آنها ، این كتاب را به عمیق ترین اثر نویسنده تبدیل كرده است . 

 

 


تنظیم و گردآوری توسط : ناوال

بیوگرافی کارلوس کاستاندا نویسنده کتابهای ناوالیسم

شنبه 28 دی 1387   11:00 ب.ظ


نوع مطلب : عمومی ،

 کاستاندا در سال 1926 میلادی در کاحامارکا- منطقه ای در پرو- متولد شد. (این بعد از مرگ اومشخص شد و کاستاندا قبلا خود را متولد 1931 و برزیلی معرفی کرده است). اینکه اوبه چه دلیل کشور وسال تولد خود را پنهان کرده هنوز مشخص نیست. ممکن است این پنهانکاری عملی  نمودن آن قسمت از ناوالیسم باشد که در آن از بین بردن گذشته شخصی توصیه می شود. شاید نیز دلیل آن کاحامارکا منطقه تولد کاستاندا باشد. دو ویژگی اصلی این منطقه وجود کوراندروها(درمانگران محلی) و وفور گیاهان دارویی می باشد. آیا او می خواسته با پنهان کردن محل تولد خود جامعه دانشگاهی آمریکا را از این واقعیت که قبلا درمانگران و گیاهان روانگردان رامی شناخته، دور نگه دارد؟

 او در دانشکده ملی هنرهای زیبا در لیما در رشته های مجسمه سازی و نقاشی تحصیل کرده ودر نظر داشت که مجسمه ساز شود اما به اعتراف خودش فاقد خلاقیت وقدرت تخیل کافی برای این کار بوده است.  کارلوس در 1951 به آمریکا مهاجرت کرد و چهارسال بعد در دانشگاه لوس آنجلس به هدف تحصیل در رشته روانشناسی ثبت نام نمود. سپس در 1959 عقیده خود  را عوض کرده و دررشته مردمشناسی به تحصیل ادامه داد. بالاخره در 1960 ازدواج کرد. تا این زمان همه چیز درزندگی او  روال عادی وطبیعی خود را طی می کرد. کار، تحصیل، ازدواج و تلاش برای تشکیل یک زندگی سالم معمولی.

ماجرای کاستاندای نویسنده و مردمشناس از آنجاآغاز می شود که او در سال  1960  با یک استاد شمن روبرو شد. این مردسرخپوستی از قبیله یاکی و اهل صحرای سونورای مکزیک بود که کاستاندا طی تحقیقات میدانی  خود به عنوان مردمشناس با او آشنا شده و به مدت 13 سال درباره ناوالیسم از وی آموخت. کلمنت میهان پروفسور مردمشناسی دانشگاه لوس آنجلس که بر کار کاستاندا نظارت داشت درباره این شمن سرخپوست چنین می گوید: "یکی از دلایلی که به عنوان شخصی مطلع از او ایراد می گیرند این  است که او خودش فردی بی همتاست. او درواقع عضو هیچ جامعه قبیله ای نیست. والدینش نیز عضو هیچ گروه قومی نبوده اند. بدینسان او مدتی بین سرخپوستان کالیفرنیا ومدتی در میان سرخپوستان مکزیک زیسته است. او یاکی خالص  نیست و در ضمن از اشخاصی است که خود را بالا کشیده و خردمند شده است. من سرخپوستان دیگری مثل او را دیده ام ولی آنها واقعا کمیاب هستند. شما آدم متوسط پیدا نمی کنید که فیلسوف یا متفکر باشد و خود را با مضامینی به جز در سطحی بسیار ظاهری و سطحی مشغول نماید."

کاستاندا در 1968 اولین کتاب خود رامنتشر کرد که درواقع یادداشتهای تحقیقی مردمشناسی از گگفتگو با این شمن سرخپوست است و توسط  دانشگاه کالیفرنیا منتشر شد. نکته قابل توجه اینکه کتاب کاستاندا به سادگی به چاپ نرسید. درواقع این یادداشتها که بیشتربه خاطرات شخصی شبیه بود تا تحقیقات علمی ، به مدت سه سال بین اساتید دانشگاه دست به دست گشت وعلت تاخیر در چاپ آن هم مخالفت شدید بعضی از آنها بود. این مخالفتها بر سه استدلال استوار بود. اول اینکه آنها معتقدبودنداین استاد شمن که بعنوان راهنمای کاستاندا در کتاب اومطرح شده است، یک سرخپوست سنتی نیست و از آنجا که در نقاط مختلف مکزیک و آمریکا زندگی کرده آموزشهای او مخلوطی ست از چند جهان بینی مختلف. دوم اینکه کاستاندا در نوشته های خود اصول تحقیقی را رعایت نکرده و به جای اینکه از دید یک محقق بی طرف آن را به انجام برساند، عمدی یا غیر عمدی از دانسته های خود نیز در تنظیم نوشته ها استفاده کرده است.   وبالاخره در نظر آنها کتاب از ارزش علمی و مردمشناسی چندانی برخوردار نبوده و چاپ آن توسط انتشارات دانشگاه درواقع اعتبار و حیثیت علمی دانشگاه را خدشه دار می سازد. علیرغم این مخالفتها، با پشتیبانی و اصرار دو پروفسوری که از ابتدا بر کار کاستاندا نظارت داشتند کتاب او سرانجام به عنوان پایان نامه فوق لیسانس تایید وتوسط انتشارات دانشگاه لوس آنجلس منتشر شد. همسر وی می نویسد که کاستاندا   همزمان با تحقیقات مردمشناسی درخصوص آیین شمنی، نوشتارهای تالکوت پارسونز، هوسرل و فیلسوف زبان شناس- ویتگنشتاین- را به دقت خوانده و بسیار تحت تاثیر پروفسور خود هرولد گارفینکل بوده که درزمینه پدیدارشناسی کار می  کرد.

سومین کتاب کاستاندا با عنوان سفر به دیگر سو نیز با وجود انتقادهای شدیدی که در هیئت علمی دانشگاه درخصوص تردید درواقعی بودن گزارش های او ابراز می شد به عنوان رساله دکترای وی مورد قبول قرار گرفت. از آن پس سالها درمورد زندگی خصوصی  کاستاندا هیچ گزارشی منتشر نشد و او به جز چند مورد محدود درهیچ مصاحبه یا سخنرانی رسمی شرکت نکرد.

در سال 1994 کاستاندا به معرفی یک سری حرکات بدنی تحت عنوان تنسگریتی پرداخت.

 تنسگریتی رااو با تجزیه رقص های آیینی شمن هایتولتک به حرکات تکی و جدا جدا و سپس

طبقه بندی آنها در چند فرم خاص ابداع نمود. اوهمچنین هسته ای متشکل از چند مرد و زن تحت

عنوانCleargreen تشکیل داد که وظیفه اش آموزش تنسگریتی ست. حرکات

تنسگریتی با وجود نوپایی به سرعت شناخته شده و در حال حاضر در بیش از هشتاد کشور جهان

مورد استفاده قرار می گیرد.

او همچنین تلاشی نیمه کاره در انتشار یک نشریه مردمشناسی داشت که بیش از 5 شماره آن منتشر نشد.

از کاستاندا مجموعا ۱۲-۱۳ کتاب در زمینه ناوالیسم به چاپ رسیده است. 


تنظیم و گردآوری توسط : ناوال

کارلوس کاستاندا نویسنده کتابهای ناوالیسم

شنبه 28 دی 1387   10:32 ب.ظ


نوع مطلب : عمومی ،

کاستاندا در ساال 1926 میلادی در کاحامارکا- منطقه ای در پرو- متولد شد. (این بعد از مرگ اومشخص شد و کاستاندا قبلا خود را متولد 1931 و برزیلی معرفی کرده است). اینکه اوبه چه دلیل کشور وسال تولد خود را پنهان کرده هنوز مشخص نیست. ممکن است این پنهانکاری عملی  نمودن آن قسمت از ناوالیسم باشد که در آن از بین بردن گذشته شخصی توصیه می شود. شاید نیز دلیل آن کاحامارکا منطقه تولد کاستاندا باشد. دو ویژگی اصلی این منطقه وجود کوراندروها(درمانگران محلی) و وفور گیاهان دارویی می باشد. آیا او می خواسته با پنهان کردن محل تولد خود جامعه دانشگاهی آمریکا را از این واقعیت که قبلا درمانگران و گیاهان روانگردان رامی شناخته، دور نگه دارد؟

 او در دانشکده ملی هنرهای زیبا در لیما در رشته های مجسمه سازی و نقاشی تحصیل کرده ودر نظر داشت که مجسمه ساز شود اما به اعتراف خودش فاقد خلاقیت وقدرت تخیل کافی برای این کار بوده است.  کارلوس در 1951 به آمریکا مهاجرت کرد و چهارسال بعد در دانشگاه لوس آنجلس به هدف تحصیل در رشته روانشناسی ثبت نام نمود. سپس در 1959 عقیده خود  را عوض کرده و دررشته مردمشناسی به تحصیل ادامه داد. بالاخره در 1960 ازدواج کرد. تا این زمان همه چیز درزندگی او  روال عادی وطبیعی خود را طی می کرد. کار، تحصیل، ازدواج و تلاش برای تشکیل یک زندگی سالم معمولی.

ماجرای کاستاندای نویسنده و مردمشناس از آنجاآغاز می شود که او در سال  1960  با یک استاد شمن روبرو شد. این مردسرخپوستی از قبیله یاکی و اهل صحرای سونورای مکزیک بود که کاستاندا طی تحقیقات میدانی  خود به عنوان مردمشناس با او آشنا شده و به مدت 13 سال درباره ناوالیسم از وی آموخت. کلمنت میهان پروفسور مردمشناسی دانشگاه لوس آنجلس که بر کار کاستاندا نظارت داشت درباره این شمن سرخپوست چنین می گوید: "یکی از دلایلی که به عنوان شخصی مطلع از او ایراد می گیرند این  است که او خودش فردی بی همتاست. او درواقع عضو هیچ جامعه قبیله ای نیست. والدینش نیز عضو هیچ گروه قومی نبوده اند. بدینسان او مدتی بین سرخپوستان کالیفرنیا ومدتی در میان سرخپوستان مکزیک زیسته است. او یاکی خالص  نیست و در ضمن از اشخاصی است که خود را بالا کشیده و خردمند شده است. من سرخپوستان دیگری مثل او را دیده ام ولی آنها واقعا کمیاب هستند. شما آدم متوسط پیدا نمی کنید که فیلسوف یا متفکر باشد و خود را با مضامینی به جز در سطحی بسیار ظاهری و سطحی مشغول نماید." (5)

کاستاندا در 1968 اولین کتاب خود رامنتشر کرد که درواقع یادداشتهای تحقیقی مردمشناسی از گگفتگو با این شمن سرخپوست است و توسط  دانشگاه کالیفرنیا منتشر شد. نکته قابل توجه اینکه کتاب کاستاندا به سادگی به چاپ نرسید. درواقع این یادداشتها که بیشتربه خاطرات شخصی شبیه بود تا تحقیقات علمی ، به مدت سه سال بین اساتید دانشگاه دست به دست گشت وعلت تاخیر در چاپ آن هم مخالفت شدید بعضی از آنها بود. این مخالفتها بر سه استدلال استوار بود. اول اینکه آنها معتقدبودنداین استاد شمن که بعنوان راهنمای کاستاندا در کتاب اومطرح شده است، یک سرخپوست سنتی نیست و از آنجا که در نقاط مختلف مکزیک و آمریکا زندگی کرده آموزشهای او مخلوطی ست از چند جهان بینی مختلف. دوم اینکه کاستاندا در نوشته های خود اصول تحقیقی را رعایت نکرده و به جای اینکه از دید یک محقق بی طرف آن را به انجام برساند، عمدی یا غیر عمدی از دانسته های خود نیز در تنظیم نوشته ها استفاده کرده است.   وبالاخره در نظر آنها کتاب از ارزش علمی و مردمشناسی چندانی برخوردار نبوده و چاپ آن توسط انتشارات دانشگاه درواقع اعتبار و حیثیت علمی دانشگاه را خدشه دار می سازد. علیرغم این مخالفتها، با پشتیبانی و اصرار دو پروفسوری که از ابتدا بر کار کاستاندا نظارت داشتند کتاب او سرانجام به عنوان پایان نامه فوق لیسانس تایید وتوسط انتشارات دانشگاه لوس آنجلس منتشر شد. همسر وی می نویسد که کاستاندا   همزمان با تحقیقات مردمشناسی درخصوص آیین شمنی، نوشتارهای تالکوت پارسونز، هوسرل و فیلسوف زبان شناس- ویتگنشتاین- را به دقت خوانده و بسیار تحت تاثیر پروفسور خود هرولد گارفینکل بوده که درزمینه پدیدارشناسی کار می  کرد.

سومین کتاب کاستاندا با عنوان سفر به دیگر سو نیز با وجود انتقادهای شدیدی که در هیئت علمی دانشگاه درخصوص تردید درواقعی بودن گزارش های او ابراز می شد به عنوان رساله دکترای وی مورد قبول قرار گرفت. از آن پس سالها درمورد زندگی خصوصی  کاستاندا هیچ گزارشی منتشر نشد و او به جز چند مورد محدود درهیچ مصاحبه یا سخنرانی رسمی شرکت نکرد.

در سال 1994 کاستاندا به معرفی یک سری حرکات بدنی تحت عنوان تنسگریتی(6) پرداخت.

 تنسگریتی رااو با تجزیه رقص های آیینی شمن هایتولتک به حرکات تکی و جدا جدا و سپس

طبقه بندی آنها در چند فرم خاص ابداع نمود. اوهمچنین هسته ای متشکل از چند مرد و زن تحت

عنوانCleargreen تشکیل داد که وظیفه اش آموزش تنسگریتی ست. حرکات

تنسگریتی با وجود نوپایی به سرعت شناخته شده و در حال حاضر در بیش از هشتاد کشور جهان

مورد استفاده قرار می گیرد.

او همچنین تلاشی نیمه کاره در انتشار یک نشریه مردمشناسی داشت که بیش از 5 شماره آن منتشر نشد.

از کاستاندا مجموعا ۱۲-۱۳ کتاب در زمینه ناوالیسم به چاپ رسیده است. 


تنظیم و گردآوری توسط : ناوال

ملاقات در کلیسا (خلاصه کتاب ملاقات با ناوال)

شنبه 21 دی 1387   06:42 ب.ظ


نوع مطلب : گزیده هایی از کتابها و مجلات ،

پس از توصیف ماموریتش، کارلوس از میز برخواست و به خط آهن در نزدیکی ورودی کلیسا نزدیک شد. به دنبالش رفتم.

با چانه‌اش به پلکان اشاره کرد و گفت که:

"باید از این پایین بروی. درونش حلقه‌ای را روی کف زمین خواهی یافت، که متناسب با گنبد مرکزی کلیسا است. بر اساس سنت، این مکانی است که، کوآووتموک، آخرین پادشاه آزتک دفن شده است.

پرسیدم که به لحاظ تاریخی این اطلاعات چقدر معتبر است.

گفت که نمی‌داند، ...

"تمام چیزی که از تو می‌خواهم این است که برای مدتی با چشمان بسته در مرکز آن حلقه بایستی، تا اینکه خودت را با انرژی آن مرکز هم‌آهنگ کنی. این یک مکان اقتدار متعلق به ساحران باستان است، و در ماموریتت به تو کمک خواهد کرد.


ادامه مطلب

تنظیم و گردآوری توسط : ناوال

وظیفه ناوال (خلاصه کتاب ملاقات با ناوال)

شنبه 21 دی 1387   06:36 ب.ظ


نوع مطلب : گزیده هایی از کتابها و مجلات ،

"می‌توانی بگویی که دون خوان چه وظیفه‌ای را به تو محول کرد؟

با حالت متعجبانه‌ای به من نگاه کرد.

کارلوس معمولاً پاسخ‌هایش را در میان کلمات پنهان می‌ساخت، و یا کم کم آنها را نشان می‌داد. اما این دفعه تاکتیکش را عوض کرد.

گفت که پرسشم آنفدر عجیب و غریب بوده که تنها چیزی که می‌تواند از آن بفهمد این است که آن را باید به عنوان یک نشانه بگیرد. اما پاسخ یک موضوع شخصی است که تنها در زمان مشخص می‌تواند به من بگوید. بنابراین پیشنهاد کرد که همدیگر را روز بعد ملاقات کنیم ......

بعد از صبحانه با لحن جدی‌ای به من گفت که می‌بایست که گفت‌وگوی درونی‌ام را متوقف سازم، زیرا که ما در مکان مقدسی هستیم که مبارز باستانی در آن دفن شده است. افزون ساخت که آن روز برای او کامل بوده است، زیرا مه تاریکی شهر را پوشانده است.

"و از آنجایی که هر چیزی بدیمن به نظر می‌رسد، نشانه ما امروز از سمت چپ خواهد آمد ....


ادامه مطلب

تنظیم و گردآوری توسط : ناوال

واژه نامه یوگا ۵

پنجشنبه 19 دی 1387   08:20 ب.ظ


نوع مطلب : واژه نامه  ،

T

تان ماترا TANMATRA
: ماهیت ، كیفیت یا جوهره پنج عنصر اتر ، آتش ، هوا ، آب و خاك
.

تانترا TANTRA
: دانش باستانی و جهانی كه هدف اصلی آن فرازش طبیعت انسانی از مرتبه تكامل فعلی و تجربه مراتب متعالی دانش ، تجربه و آگاهی می باشد.

تاپاس TAPAS
: ریاضت ، گرما ، فرایند سوزاندن پلیدیها .

تی جاس TEJAS
: درخشندگی ، شعله یا نور طلایی ، بیننده ای كه ناظر بر مرتبه سواپنا میباشد.

تیر تاها TIRTHA
: آبهای مقدس ، مكان مقدسی كه معمولا دارای جایی برای غسل و شستشو میباشد.

تولسی TULSI
: یكی از گیاهان مقدس هندی كه توسط پیروان لرد ویشنو مورد استفاده قرار میگیرد.

توریا TURIYA
: چهارمین بعد هوشیاری ، فراهوشیاری ، آگاهی همزمان از هرسه بُعد هوشیاری .

تی یاگا TYAGA
: انقطاع تدریجی ذهن از عالم مادی .

تانترا (Tantra
):  نساجی،

 یکی از مشاغل سانسکریت شامل آموزش های تانتریک . سُنَت تانتریسم که بر جنبه شاکتی زندگی روحانی تمرکز دارد و در اوایل دوران پس از میلاد مسیح ایجاد شد و حدود هزار سال پس از میلاد به شکل کلاسیک خود درآمد. تانتریسم از جناح راست (داکشینا) یا محافظه کار و جناح چپ (واما) یا شاخه غیر قراردادی یا خلاف عرف تشکیل می شود که جناح اخیر در کنار سایر عوامل، از آداب و تشریفات جنسی نیز بهره می گیرد .

تاپاس (
Tapas): برافروختگی ، گرما، سختی و ریاضت که یکی از اجزای تمامی رویکردهای یوگا برای معراج نفس است.

تاتوا (
Tattva): وجود یا واقعیت، بخشی ویژه از هستی مانند:

 آهامکارا، بودّی، ماناس، حقیقت غایی .همچنین رجوع شود به؛ ( آتمان، برهمن)

توریا (
Turia): چهارم، کاتورتا نیز نامیده می شود، واقعیت معراج کننده که از سه مرحله قراردادی هشیاری یعنی بیداری ، خواب ، و رویا فراتر میرود .


U

اودانا
 (UDANA): یكی از پنج پرانا كه در ناحیه بالای حلق فعالیت می كند.

اوپانیشاد
 (UPANISHAD): متون ِودانتایی كه شامل تجارب و تعلیمات قدیسین درباره حقیقت متعالی می باشد.

اوپا پرانا
 (UPA PRANA): پنج پرانای فرعی كه مسئول عملكردهای عطسه كردن ، خمیازه كشیدن ، خاریدن ، آروغ زدن و پلك زدن می باشند.

اوردها وارتا
 (URDHWARETA): یوگیی كه انرژی جنسی خود را تبدیل به انرژی معنوی نموده است.

 

اوپانیشاد (Upanishad): نزدیک نشستن، یکی از کتب مقدس که بخش نهایی ادبیات آشکار شده هندوییسم(به عبارتی نقش  ِودانتا در آموزش اینگونه اعمال مقدس) را نمایش می دهد، مقایسه شود با آرانیاکا، برهمنا، ودا.

اوپایا (Upaya): روشها، در یوگای بودیستی به معنی تمرین مهربانی (کارونا)، مقایسه شود با پراجنا


V

وای راگیا
VAIRAGYA: عدم وابستگی .

واجرا
VAJRA: رعد و برق .الماس .

واجرا نادی
VAJRA NADI: نادی كه اجاس درون آن جریان پیدا می كند.

VARNA ASHRAM:  قانون كاست (نظام طبقاتی) هندوها.

واسانا
VASANA: آرزوهایی كه نیروی محركه پشت پرده تمامی افكار و اعمال زندگی می باشند.

واتا
VATA  : باد . یكی از اخلاط سه گانه آیورودا.

وایو تاتوا
VAYU TATTWA: عنصر هوا .

ودا
VEDA: كهنترین متون مقدس آریاییها كه بیش از پنجهزار سال پیش به رشته تحریر درآمده اند.

ویچارا
VICHARA: تعمق .

وی دیا
VIDYA: دانش .

ویگ یانامایا کوشا
VIGYANAMAYA KOSHA: غلاف یا كالبد ذهن متعالی.

ویجنانا
VIJNANA: تواناییهای شهودی ذهن ، درك متعالی.

ویکالپا
VIKALPA: باور بی اساس ، خیال ، تصور .

ویشودهی چاکرا
VISHUDDHI CHAKRA: مركز روانی واقع در ناحیه گلو . مركز پاكسازی .

ویوکا
VIVEKA: درك یا دانش راستین .

وریتی
VRITTI: حركت دایره وار هوشیاری .

ویانا
VYANA:  یكی از پنج پرانا كه در تمامی بدن پراكنده است .


W

- - - -

X

- - - -
Y

 یاجنا
YAJNA:  قربانی كردن .

یاما
YAMA: كنترل خویشتن . اولین پله آشتانگایوگا كه شامل؛

 آهیمسا ، ساتیا ، آستیا ، آپاریگراها و براهماچاریا می باشد.

یانترا
YANTRA: شكل صوری مانترا كه برای تمركز و مراقبه مورد استفاده قرار می گیرد.

یوگا
YOGA: اتحاد . روشها و تمریناتی كه هوشیاری فردی انسان را با هوشیاری كیهانی متحد می سازد.

یوگانیدرا
YOGA NIDRA: تكنیك خواب سایكیك یوگایی كه باعث ایجاد آرامش عمیق می شود.

یوگا سوترا
YOGA SUTRA: متن باستانی كه توسط پاتانجالی درباره یوگا نوشته شده است.

یوگا داندا
YOGADANDA: عصای چوبی به طول تقریبا 2 فوت با انتهای U شكل كه برای تنظیم تنفس مورد استفاده قرار می گیرد.

یوگی
YOGI: كسی كه یوگا تمرین می كند.

YOGINI: یوگی مونث.

یونی
YONI: منبع - زاهدان .

یوگی
YUGA: یكی از تقسیمات زمان .

 یوگاهای چهارگانه عبارتند از: كریتا ، تریتا ، دواپارا و كالی .

 

 

Z

- - - -


تنظیم و گردآوری توسط : ناوال

واژه نامه یوگا ۴

پنجشنبه 19 دی 1387   08:19 ب.ظ


نوع مطلب : واژه نامه  ،

S

SADHAKA
: پرتوجوی معنوی .

SADHANA
: تمرین معنوی .

SADHU
: سانیاس ، مرد درستكار.

SADGURU
: گوروی راستین .

SAHASRARA
: جایگاه شیوا یا فراهوشیاری ، لوتوس هزار گلبرگ ، بالاترین چاكرا كه بصورت مرز بین عوالم ربانی و معنوی مجسم می گردد و در بالای سر واقع شده است .

SAMADHI
: اوج مراقبه، وضعیت اتحاد بین سوژه مراقبه و هوشیاری كیهانی، هشتمین مرتبه آشتانگا یوگا.

SAMANA
: یكی از پنج پرانا كه بین ناف و دیافراگم واقع شده است.

SAMASKARA
: خاطرات موجود در ناخودآگاه، نقوشی كه با شخصیت فعلی ما همگون نیستند.

SAMYAMA
: كنترل هماهنگ. اوج پراتیاهارا ، دهارانا و دهیانا.

SANDHYA
: آیین نیایشی كه در هنگام طلوع ، ظهر و عصر انجام می گیرد.

SANKALPA
: عهد ، فكر ، آرزو ، تصور.

سانی یاشا SANNYASA
: ترك قید و بندهای اجتماعی . آخرین مرحله زندگی یك هندو یا مرتبه مراقبه معنوی .

سانتوشا SANTOSHA
: قناعت .

SATCHITANANDA
: سه صفت مقدس حقیقت ، هوشیاری و فیض .

سات سنگ SATSANG
: گرفتن راهنمایی ، توضیح و دستورات معنوی از گورو.

ساتیا SATYA
: راستی ، حقیقت .

شابدا SHABDA
: صوت ، كلمه .

شاکتی SHAKTI
: نیرو ، انرژی ، جنبه مونث آفرینش . نیرویی كه از درون آن تمامی عالم محسوسات متجلی می گردد.

شاسترا SHASTRA
: كتب مقدس .

شات کراما SHATKARMA
: شش تكنیك پاكسازی هاتا یوگا كه عبارتند از:

 نتی (پاكسازی بینی) ، دهاوتی (پاكسازی دستگاه گوارش) ، ناولی (ماساژ شكم) ،

 باستی (پاكسازی روده بزرگ) ، كاپال بهاتی (پاكسازی و حیات بخشی ناحیه جلوی مغز) ، تراتاكا (خیره كردن چشمها بدون پلك زدن).

شائوچا
SHAUCHA: پاكسازی بدن .

شیش یا
SHISHYA: مرید ، پرتوجوی معنوی .

شیوا
SHIVA: هوشیاری خالص ، یكی از خدایان هندوها ، نابودكننده هستی .

شیوا لینگام
SHIVA LINGAM: سنگ بیضی شكلی كه سمبل شیوا ، هوشیاری یا كالبد اختری می باشد.

شونیا شونیتا
SHOONYA - SHOONYATA: نیستی ، خلاء .

شوددهی
SHUDDHI: پاكسازی كردن .

سیدهی
SIDDHA: موجود كامل ، یوگی كامل .

سودهی
SIDDHI: تواناییهای خارق العاده و ماوراء طبیعی .

سوما
SOMA: آمریت . گیاهی كه بوسیله ریشیهای باستان برای بیداری معنوی و فناناپذیری مورد استفاده قرار می گرفت.

استولا شریرا
STHULA SHARIRA: كالبد فیزیكی.

سومرو
SUMERU: آخوندك تسبیح .

سوشومنا نادی
SUSHUMNA NADI: نادی مركزی ستون فقرات كه كندالینی یا نیروی معنوی را از مولادهارا به ساهاسرارا هدایت می كند.

سوشوپتی
SUSHUPTI: سومین بُعد هوشیاری ، وضعیت رویا .

سوترا
SUTRA: رشته افكاری كه متون معنوی باستانی را تشریح می كند.

سوادهیستانا چاکرا 
SWADHISTHANA CHAKRA: دومین چاكرا كه با شبكه ساكرال در ارتباط می باشد.

سوادهی ایا
SWADHYAYA: مطالعه .

سوامی
SWAMI: در لغت به معنی كسی كه بر روی ذهن خویش تسلط دارد ، پرتوجوی سانیاسی كه توسط گورو به آیین سانیاسا مشرف شده باشد.

سواپنا
SWAPNA: دومین بعد هوشیاری ، وضعیت رویا .

سوارا یوگا
SWARA YOGA: دانش سیكلهای تنفسی .

سمادهی (Samadhi): حالتی از خلسه و اتحاد که در آن مراقبه کننده با موضوع مراقبه یکی می شود، هشتمین و نهایی ترین پایه (آنگا) از یوگای هشت گانه پاتنجلی، چندین نوع سمادهی وجود دارد که چشمگیرترین تمایز بین خلسه سام پراجناتا (آگاه) و آسام پراجناتا (فراآگاه) وجود دارد، عوامل کارمایی جای گرفته در عمق تفکر فرد، تنها در خلسه فراآگاه حل می شوند. ورای این دو نوع خلسه، روشن بینی قرار دارد که گاهی ساهاجنا- سمادهی یا خلسه طبیعی یا خودبخود نیز نامیده میشود که در این حالت، فراآگاهی فرد در خلال بیداری، رویا و خواب، بطور کامل تداوم دارد.

سماتوا، سماتا (
Samatva , Samata): تراز بودن، هموار بودن، حالت ذهنی هماهنگی، تعادل

سامکیا (
Samkhya): عدد، یکی از سنن اصلی هندوییسم، که با دسته بندی اصول (تاتوا) هستی وتشخیص درست آنها برای افتراق روح (پوروشا) از جنبه های گوناگون طبیعت (پراکریتی) سرو کار دارد؛ این سیستم نافذ و تثبیت شده، از رسوم دوران سامکیا- یوگای باستان (پیش از بودیسم) نشات گرفت و به نام سامکیا- کاریکای ایشوارا کریشنا (350پیش از میلاد مسیح) شناخته می شد.

سامنیاسا (
Samnyasa): رها کردن، قطع تعلقات که چهارمین و آخرین مرحله زندگی است. (رجوع کنید به آشراما) این حالت از دو مرحله تشکیل می شود.

 مرحله اول شامل قطع تعلق درونی به موجودات فانی

 مرحله دوم قطع تعلق بیرونی به آنها است. رجوع کنید به وایراگا

سامنیاسین (
Samnyasin): کسی که رها کرده است، زاهد .

سامپاجناتا سمادهی (
Sampajnata-Samadhi): حالتی از خلسه و اتحاد که در آن مراقبه کننده با موضوع مراقبه یکی می شود. رجوع کنید به سمادهی .

سامسارا (
Samsara): محل تلاقی دو رود، کنایه ازجهان فانی و متغیر، متضاد حقیقت غایی (برهمن یا نیروانا)

سادهانا (
Sadhana): به انجام رساندن، انضباطی روحی که به سیدهی (کمال، فضیلت) منجر می شود. این اصطلاح به ویژه در تانترا به کار می رود.

ساهاجا (
Sahaja): با هم متولد شدن، همزادی ، اصطلاحی از قرون وسطی که بر اساس آن عالم ماده و عالم غیر مادی از یکدیگر جدا نیستند بلکه یا بطور همزمان وجود دارند و یا جهان مادی توهم یا بازتابی از جهان غیرمادیست که غالبا به شکل خودبخود یا خود انگیز ایجاد میشود، حالت ساهاجا در واقع شرایط طبیعی، یا به عبارتی واقع بینی و روشن بینی، است .

اسپاندا (
Spanda): ارتعاش ، یکی از مفاهیم کلیدی شایویسم کشمیر که بر اساس آن جوهر حقیقت غایی پویا است.

 به عبارت دیگر این حقیقت بطور ذاتی بیشتر بجای ثبات (که در ودانتای ادوایتا تصور میشود) به خلاقیت روی دارد .


تنظیم و گردآوری توسط : ناوال

واژه نامه یوگا ۳

پنجشنبه 19 دی 1387   08:17 ب.ظ


نوع مطلب : واژه نامه  ،

N

NADA
: صوت درونی .

NADA YOGA
: یوگای اصوات درونی .

NADI
: كانال یا جریان پرانیك .

NAMASMARANA
: بیاد داشتن نامهای خداوند از طریق تكرار آنها.

NIDRA
: خواب .

NISHKAMA KARMA
: انجام عمل بدون انتظار نتیجه .

NIYAMA
: انضباط درونی ، دومین پله آشتا نگا یوگا كه شامل بخشهای؛

 شاوچا ، سانتوشا ، تاپاس ، سوادهیایا و ایشوارا پرانیدهانا می باشد.



O

OM: پراناوا یا كلمه مقدس نشان دهنده برهمن .

OJAS: انرژی معنوی ، نیروی حیاتی ، نیروی معنوی كه از طریق تجرد و تمرینات یوگا بوجود می آید . متعالی ترین شكل انرژی در بدن كه درون مایع جنسی نهفته می باشد.

اوجاس (
Ojas): انرژی حیاتـی، انرژی نهفته ای که از راه تمرین، به ویژه پرورش فضایل ربانی(براهمـاچـاریا) ایجاد می شود.

اوم (
Om): مانترای اصلی مظهر حقیقت غایی که درابتدای بسیاری از اذکار مانتریک ذکر می شود.


P

PANCHA KLESHA: بلایای پنج گانه نادانی ، منیت ، میل و كشش ، بیزاری و ترس از مرگ.

PANCHAKSHARA MANTRA: مانترای ” اوم نمه شیوای“ .

PARAMAHAMSA: چهارمین مرتبه سانیاسا.

PINGALA NADI: یكی از كانالهای اصلی پرانا در بدن كه پراناشاكتی را انتقال می دهد.

PITTA: صفرا . یكی از اخلاط سه گانه آیورودا.

POORAKA: دم .

PRAKRITI: ماده .

PRANA: انرژی حیاتی كه تمامی ابعاد ماده را در برگرفته است.

PRANAMAYA KOSHA: غلاف یا كالبد انرژی.

PRANA VIDYA: دانش كنترل پرانا.

PRANAVA: مانترای اوم ،ارتعاش صوتی اولیه .

PRANAYAMA: تنظیم و گسترش ظرفیت حیاتی انرژی ، چهارمین مرتبه آشتانگا یوگا.

PRASAD: غذایی كه در هنگام نیایش به خداوند تقدیم شده و سپس توسط عابدین بعنوان تبرك خورده می شود ، تبرك.

PRATYAHARA: پس كشیدن ذهن از حواس .

PRITHVI TATTWA: عنصر خاك.

PUJA: پرستش ، نیایش .

PURANA: افسانه های مقدس باستانی هندیان .

PURUSHA: هوشیاری .

PURUSHARTHA: چهار چیزی كه شخص باید به انجام برساند تا به هدف حیات شخصی دست پیدا كند كه عبارتند از:

 آرتها (ثروت) ، كاما (عشق) ، دهارما (وظیفه) ، موكشا (آزادی).

پاتنجلی (
Patanjali): مولف یوگا سوترا که حدود سه قرن پیش از میلاد مسیح می زیسته است.

پاراما آتمان (
Parama-atman، paramatman): خود برتر، خود متعالی که بر خلاف خود شخصی(جیوا- آتمان) که به تعداد بیشمار بشکل موجودات زنده وجود دارد، یگانه است.

پاراماهامسا(
Parama-hamsa, paramahansa): قوی برت، قدرتمند برتر، عنوانی افتخاری که به استادان بزرگ، همچون راماکریشنا و یوگاناندا اطلاق می شود .

پراجنا (
Prajna): درایت، متضاد جهالت روحی (آجنانا، آویدیا)، یکی از دوروش رهایی در یوگای بودیستی، روش دیگر، روش مهارتی (اوپایا) یا همان شفقت (کارونا) است.

پراکریتی (
Prakriti): طبیعت، که چند سطحی است و براساس یوگا دارشانای پاتنجلی،

 شامل بُعدی بی پایان بنام پرادانا یا "بنیاد"، سطوح هستی نهان (موسوم به سوکشما پاروان)، وبخشی مادی یا زمخت (ستولاپاروان) است . تمامی طبیعت، فاقد هشیاری (اسیت) فرض میشود و به همین دلیل در تقابل با خود عروج کننده یا روح (پوروشا) در نظر گرفته می شود.

پراکریتی لایا (
Prakriti-laya): استغراق در طبیعت، حالتی برتر از وجود، فردی که در این حالت قرار دارد به رهایی واقعی(کایوالیا) دسترسی نمی یابد.

پرانا (
Prana): حیات، نفس، زندگی به مفهوم عام، نیروی زندگی که جسم را حفظ می کند، تنفس به عنوان نمود خارجی نیروهای نهانی زندگی

پرانایاما (
Pranayama): متشکل از پرانا به معنی تنفس یا حیات و آیاما به معنی توسعه، کنترل تنفس، چهارمین بخش (آنگا) از مراحل هشت گانه پاتنجلی، شامل دم (پوراکا)، حبس نفس ( کومباکا)، و بازدم (رساکا) آگاهانه.

 در مراحل پیشرفته، حبس نفس خود به خود به مدت طولانی تری انجام می شود.

پراسادا (
Prasada): بخشش، شفافیت، بخشش الهی، شفافیت ذهنی

پراتیاهارا (
Pratyahara): بازپس گرفتن، بازداری حسی، پنجمین پایه (آنگا) از مسیرهای هشتگانه پاتنجلی

پوجا(
Puja): عبادت، که در بسیاری از اشکال یوگا، به ویژه تانترا و بهاکتی یوگا یکی از جنبه های مهم به شمار می آید.

پوراکا(
Puraka): پر کردن، یکی از جنبه های کنترل تنفس (پرانایاما)

پورانا(
Purana): باستانی، نوعی دایره المعارف عامه که حاوی مطالبی در زمینه شجره نامه سلطنتی، کیهان شناسی، فلسفه و آداب مذهبی است، هجده نمونه عمده و چندین نمونه کوچکتر از چنین دایره المعارف هایی در دسترس است.

پوروشا(
Purusha): مذکر، روح یا خود عروج کننده (آتمان)، نقشی که به وفور در سامکیا و دارشانا یوگای پاتنجلی مورد اشاره قرار گزفته است .

پینگالا نادی (
Pingala-nadi): مجرای سرخ فام، جریان پرانا یا قوس صعودی سمت راست مجرای مرکزی (سوشومنا-نادی) که با دستگاه عصبی سمپاتیک مرتبط است و هنگامی که فعال شود از اثری انرژی زا بر ذهن برخوردار است. رجوع کنید به ایدا- نادی

Q

- - - -
R

رادا (Radha): همسر کریشنا (انسان خداگونه) ، نامی برای مادر الهی .  

راجا یوگا(Raja-Yoga): یوگای سلطنتی، شکل قرون وسطایی یوگا دارشانای هشتگانه پاتنجلی که بنام یوگای کلاسیک نیز شناخته می شود.

 راما (Rama): یکی از تجسم های ویشنو پیش از کریشنا، قهرمان اصلی رامایانا .

رامایانا (
Ramayana): زندگی راما، یکی از دو حماسه بزرگ ملی که داستان زندگی راما را بیان می کند. رجوع شود به مهابهاراتا رساکا،
RAGA : میل ، کشش :

RAJA YOGA
:  یکی از شاخه های یوگا كه در آن آگاهی و تواناییهای روانی از طریق مدیتیشن بیدار می شوند.

RAMAYANA
 : كهن ترین منظومه حماسی هند.

 RISH  : بیننده - كسی كه بر روی خویشتن تعمق و مدیتیشن می كند.

ROOPA
:  شكل، تصویر ، ظاهر.

RUDRAKSHA
: چشم لرد شیوا - نوعی میوه كه توسط برخی فرق مذهبی (شیوایی) بعنوان دانه تسبیح مورد استفاده قرار گرفته یا دور گردن ، دستها یا بازوها آویخته می شود.


رچاکا (
Recaka): بیرون دادن، بازدم، یکی از جنبه های کنترل تنفس (پرانایاما)

ریگ ودا(
Rig-Veda): رجوع کنید به ودا ریشی( Rishi): غیبگو، پیغمبر، دسته ای از حکمای ودایی، عنوانی افتخاری برای استادان خاص و بزرگ مانند رامانای حکیم درجنوب هند که به نام ماهاریشی (مشتق از ماها به معنی بزرگ و ریشی) معروف است. رجوع کنید به مونی


 


تنظیم و گردآوری توسط : ناوال