تبلیغات
دایرة المعارف و مرجع متافیزیک - پست های فروردین 1388

جستجو

 

خویشتن۲ (چرا آدم ها دیگر بدنبال شاپرك نمی دوند؟)

شنبه 29 فروردین 1388   11:08 ق.ظ


نوع مطلب : مقالات ،

روح الله یوسفی، سوگند كردی

به نقل از: http://www.khishtan.blogfa.com

متن فوق اندكی ویرایش شده است


ساخت مجعول

انسان ها هزاران سال است که آرام آرام از وضعیت پیشین خود خارج شده و در وضعیت جدیدی زندگی می کنند. این وضعیت جدید یک ساخت مجعول است که به انسان تعلق ندارد. مثل این که مثلاًَ یک انسان به جای این که در بدن خودش زندگی کند در یک بدن دیگر زندگی کند و تصور کند که این بدن، بدن خودش است اما در اصل این بدن جدید بدن او نیست. اما این چه مشکلی ایجاد می کند؟. مشکلش این است که انسان از مسیر ساخت خود ادراک نمی کند بلکه از مسیر یک ساخت دیگر دنیا را می بیند. این دقیقاً مثل این است که یک نفر به جای این که دنیا را با چشمان خود نگاه کند یک عینکی به چشمش بزند که این عینک دنیای دیگری با مشخصات دیگر به او نشان دهد.( امروزه با عینک های ویژه ای که دنیایی مجازی را برای افراد نشان می دهند بهتر می توان این موضوع را فهمید). ایشان می فرمایند این انسان مدت ها است که دیگر از مسیر فهم و درک ساخت خود دنیا را درک نمی کنند بلکه از ساخت دیگری که محفوظات و ذهنیت ها جزئی از آن است ادراک می کنند.



ادامه مطلب

تنظیم و گردآوری توسط : ناوال

خویشتن (چرا آدم ها دیگر بدنبال شاپرك نمی دوند؟) ۱

پنجشنبه 27 فروردین 1388   10:32 ق.ظ


نوع مطلب : مقالات ،

روح الله یوسفی، سوگند كردی

به نقل از: http://www.khishtan.blogfa.com

متن فوق اندكی ویرایش شده است

محفوظاتی که ما در این جا از آن نام می بریم تقریباً همان چیزی است که از دوران کودکی تا به زمان حال در ما اجتماع کرده است. اما روانشناسان حافظه را به دو بخش عمده تقسیم می­کنند یکی حافظه خودآگاه یعنی همین حافظه­ای که ما به یاد می­آوریم و دیگری حافظه ناخودآگاه که در پس حافظه خود آگاه پنهان است. حافظه خودآگاه به ظاهر در خاطره ما نیست اما در نهان حافظه پنهان است و گاهی در برخی رخدادها به خاطر ما می­آید. برخی روان درمانگران برای مداوای بیماران خود با روش­هایی مثل هیپنوتیزم تلاش می­کنند به حافظه ناخودآگاه بیماران دست بیابند.



ادامه مطلب

تنظیم و گردآوری توسط : ناوال

آتش درون کاستاندا درخاطرات یک مغ کوئلیو ۲ (بخش پایانی)

جمعه 21 فروردین 1388   12:52 ب.ظ


نوع مطلب : مقالات ،

2.رمان به عنوان عرفان سرخپوستی : رمان خاطرات یک مغ ( O Diario de Um Mago) ـ که در سال 1987 منتشر شده ـ به شدت زیر تأثیر آموزه‌ها و شگردهای روایی کارلوس کاستاندا نویسنده عارف منش مکزیکی است . کاستاندا خود مرید " دُن خوان ماتیوس " ساحر سرخپوست مکزیکی است . کوئلیو در رمان خود آشکارا به تأثیر آموزه های این دو مرید و مراد اشاره و کتاب خود را به کاستاندا اهدا می کند " در آغاز زیارت ، گمان می بردم یکی از بزرگ ترین رؤیاهای جوانی ام متحقق شده است. تو برای من دُن خوان ساحر بودی و من حماسه ی کاستاندا را در جست و جوی خارق العاده ها دو باره زیستم . . . به خاطر این ادراک ـ که اینک می کوشم دیگران را در آن سهیم کنم ـ این کتاب را به تو تقدیم می کنم . " (ص19) 


ادامه مطلب

تنظیم و گردآوری توسط : ناوال

آتش درون کاستاندا درخاطرات یک مغ کوئلیو ۱

پنجشنبه 20 فروردین 1388   08:26 ق.ظ


نوع مطلب : مقالات ،

نقد تطبیقی آثار کوئیلو و کاستاندا
جواد اسحاقیان

کارلوس فوئنتِس یک جا در رمان خویشاوندان دور به سه روند اندیشه در کشورش مکزیک و همه‌ی آمریکای لاتین اشاره می‌کند. او می‌نویسد پس از پایان جنگ جهانی اول روشنفکرانی که در این قاره می‌زیستند، یا زیر نفوذ اندیشه‌های انقلابی نظریه پردازان و رهبران فکری انقلاب کبیر فرانسه از گونه‌ی روسو و ولتر بودند یا شخصیت‌هایی که به نوعی تفکری ضد انقلابی از گونه‌ی اوگوست کنت داشتند و سرانجام اندیشمندانی که نه به سنت‌های انقلابی آنان و نه به " دین انسانیت " اینان، بلکه به ذهنیت عقل ستیز و اشراق گرای بِرگسون باور داشتند. (1) این طبقه بندی نیز امروز به گونه‌ای اندک متفاوت در میان روندهای ذهنی چیره بر ادبیات آمریکای لاتین محسوس است : نویسندگانی مانند آستوریاس و گارسیا مارکز به سنت‌های انقلابی این قاره نزدیکند ؛ شخصیت‌هایی چون فوئنتس و بورخس ذهنیتی غیر انقلابی ، اصلاح طلبانه و محافظه کارانه دارند و نویسندگانی نظیر کارلوس کاستاندا و پائولو کوئلیو به ذهنیت اشراقی گرایش دارند. و در این نوشته ما را با گروه اخیر، کار افتاده است .


ادامه مطلب

تنظیم و گردآوری توسط : ناوال

میراث کاستاندا ۲ (بخش پایانی)

چهارشنبه 19 فروردین 1388   07:36 ق.ظ


نوع مطلب : مقالات ،

ریلین تونه شنده (Marilyn Tuneshende) هنگامی که کارلُس و گروهش رهبری کارگاه های آموزشی تنسگریتی و فروش نوارهای ویدئویی تنسگریتی را آغاز کردند به نشریّه ی مجیکال بِلند آمد. او ادّعا داشت که تنسگریتی دسیسه ای برای پول درآوردن و سرقتِ نیروی زندگانی مردم است. مجیکال بِلند بسیاری از مقاله های او را چاپ کرد، و ما خودمان را در بحبوحه ی جنگِ ساحری او و کاستانِدا و اطرافیانش یافتیم. مریلین دو کتاب در سنّت های باطنی (این جمله ایهام دارد. Inner Traditions نامِ یک انتشارات هم هست. اگر منظور نویسنده این انتسارات باشد، باز هم تونه شنده 3 کتاب در آن به چاپ رسانده است نه دو کتاب- م) نوشت و هنوز هم گردش ها و کارگاه های آموزشی را رهبری می کند


ادامه مطلب

تنظیم و گردآوری توسط : ناوال

میراث کاستاندا ۱

سه شنبه 18 فروردین 1388   02:59 ب.ظ


نوع مطلب : مقالات ،

نوشته محمد چنگیز

 در بخشی از دیباچه ی کتابِ آیین فرزانگی، با نامِ فرزانشِ کاستانِدا؛ میراثی جهان روا، به بررسی آثارِ برخی از منتصبانِ کاستانِدا پرداخته ام. نویسنده ی این مقاله که آن را به بهانه ی بیست و پنجمین سالگردِ چاپِ نشریّه ی مجیکال بِلند [Magical Blend (ترکیب جادویی): پیش تر در کتابِ آیینِ فرزانگی، جوابِ نامه ی کاستانِدا به گوردن واسّون (اکتبرِ 93) و دست نوشته ای از او (شماره ی40) را به چاپ رساندیم که در این نشریّه منتشر شده بود- م] و به بهانه ی یکصدمین شماره ی مسلسلِ آن نگاشته، تقریباً همان راه را رفته است ولی با مصادره به مطلوب و به سودِ نشریّه اش. این مقاله قرار است به خواست خدا به زودی در کتابی با نام شاگرد ساحر (گفت و شنید کاستاندا و سم کین) به چاپ برسد. قصدم از برگردان آنِ در جریان گذاردنِ واپسین روی دادها درباره ی کاستانِدا در آن سوی دنیاست، باشد که علاقه مندان به کاستانِدا در آن با من همباز شوند. با همه ی احترامی که برای لانگوین و نشریّه اش قایل هستم، هر کجا که لازم دیدم به نقدِ گفته های وی پرداختم و خاطر نشان می کنم که این تنها دیدگاهِ شخصی من پس از سال ها مطالعه و پی گیریِ کتاب های کاستانِدا و استناد به منابعی است که به گمانِ من معتبرترند.

میراثِ کاستانِدا (این مقاله با نامِ  Carlos Castaneda Legacyدر ص84 صدمین شماره ی نشریّه ی مجیکال بِلند، بهارِ 2007، به چاپ رسیده است- م)

نوشته ی مایکل پیتر لانگوین (Micheal Peter Langevin: ناشر و ویراستار نشریّه ی مجیکال بِلند و آموزگاری معنوی است- م)

برگردان از محمّد رضا چنگیز

 


ادامه مطلب

تنظیم و گردآوری توسط : ناوال